حق کُشی آمریکایی؛ هدیه ای از واشنگتن برای دوست و دشمن

ا گروگان گرفتن نهادهای حقوق بشری، هیچ گاه اجازه نمی دهد که علیه خود و متحدانش سندی در سازمان های بین المللی منتشر شود

حق کُشی آمریکایی؛ هدیه ای از واشنگتن برای دوست و دشمن

حقوق بشر آمریکایی از آن عبارات پارادوکسیکال است که در درون خود اعتراضی است نسبت به سال ها جنایت کاخ سفید نسبت به ملت های جهان. ملت هایی که گاهی دولتی ندارند که از حقوق آنها دفاع کند.

درباره مصادیق ظلمی که واشنگتن علیه مردم جهان می کند، زیاد گفته و نوشته شده است. از جنگ ویتنام و فاجعه هیروشیما بگیرید تا جنگ عراق و افغانستان که پیامدهایش پیش روی ماست و حمایت از تروریست ها هم که دیگر نیازی به تشریح بیشتر ندارد. یکی از بارزترین این جنایتها که باعث شده هفته ای به نام حقوق بشر آمریکایی نامگذاری شود هم شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی است که هنوز داغ آن بر سینه ایرانی ها نشسته است.

با این همه، برخی بی توجه به این سیاستها از دولت هایی می گویند که با وجود همه جنایت های آمریکا علیه حقوق بشر، از مواهب نزدیکی به واشنگتن استفاده کرده و چشم خود را بر روی همه این جنایات می بندند. استدلال این دست تحلیلگران این است که نباید با دولتی که قدرت برتر جهانی است درگیر شد و می بایست سیاستمدارانه چشم بر همه چالش ها بست و در عوض سعی کرد تا از طریق نزدیکی به کاخ سفید، آسیب کمتری را متحمل شد.

با همین استدلال پس از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن، توکیو به واشنگتن نزدیک شد و حتی حاضر به آن شد که ارتش خود را منحل کرده و برای تامین امنیت، دست به دامان آمریکایی ها شود. حتی اروپا هم که آمریکا را ناجی خود می دانست، سعی کرد از طریق وابستگی سیاسی و اقتصادی و حتی امنیتی به کاخ سفید، اعتبار کهن خود را فراموش کرده و سعی کند تا در نظم نوین جهانی، برتری آمریکا را به رسمیت بشناسد.

با این وجود گذشت زمان نشان داد که حقوق بشر آمریکا ارتباطی با دوری و نزدیکی کشورها به واشنگتن نداشته و به مرور زمان، دامن گیر همه دوستان و دشمنان می شود. شاید برای همین است که امروز فقط مردم مکزیک و ونزوئلا و یمن نیستند که زیر بار فشار دولت آمریکا هر روز چالش های بیشتری را پیش روی خود می بینند، بلکه حقوق بشر آمریکایی با پشت کردن به پیمان های زیست محیطی، در عمل مردم همه جهان را تحت تاثیر سیاست های منفعت جویانه خود قرار داده و با خروج از پیمان پاریس نشان داد که برای آمریکا، فرقی بین دوست و دشمن در زیرپا گذاشتن حقوق انسانی مردم نیست.

دولتمردان آمریکایی که سابقه ای طولانی در تبعیض نژادی و جنسیتی دارند، حتی نسبت به مردم خود نیز تبعیض و نابرابری روا داشته و بنابراین معلوم است، دولتی که حتی در قبال مردم خود رحمی ندارد، نمی تواند دلسوزی خاصی در قبال مردم دیگر کشورها داشته باشد.

دولت آمریکا به طور آشکاری منافع ملی خود را فدای حمایت از لابی صهیونیستی کرده و حاضر است با تبدیل کردن آمریکا به نامحبوب ترین دولت جهان، به خاطر صهیونیست ها دست به هر کاری بزند. بدنامی حمایت از اسرائیل چنان است که به اذعان اندیشمندان آمریکایی، ریشه همه تهدیدها علیه منافع آمریکا در غرب آسیا، حمایت از رژیم اشغالگر قدس شناخته شده است. با این حال منافع شخصی و وابستگی سیاستمداران آمریکایی به مافیای صهیونیستی چنان است که واشنگتن سالهاست به خاطر تل آویو، حاضر است هر اقدامی را در این منطقه صورت داده و جان سربازان آمریکایی را به خطر بیندازد.

از دیگر سو یکی از اقداماتی که نه فقط علیه حقوق دیگر ملتهاست، بلکه حتی مردم آمریکا را از دسترسی آزاد به بازارهای جهانی منع می کند و با همه اصول آزادی اقتصاد در تعارض است، سیاستهای تحریمی است. نمونه ای دیگر از تبعیض و توحش علیه دیگر ملتها که بازتابی از فرهنگ تبعیض نژادی آمریکایی ها در قرون گذشته است.

تحریم های آمریکا که مردم بسیاری از کشورها، از ایران و روسیه و چین گرفته تا سوریه و یمن و ونزوئلا و حتی کانادا را هدف قرار می دهد، حکایت از آن دارد که همه شعارهای مردمی بودن آمریکا و همراهی با ملتها فریبی بیش نیست و این آمریکا، همان آمریکای کودتاگر و همان آمریکای متجاوز است که همچنان سعی می کند با قتل و غارت، دیگر ملتها را تحت سیطره خود درآورده و از ضعف آنها برای قدرت خود استفاده کند.

این کشور البته با گروگان گرفتن نهادهای حقوق بشری، هیچ گاه اجازه نمی دهد که علیه خود و متحدانش سندی در سازمان های بین المللی منتشر شود. نمونه آن، پنهان سازی نقش بن سلمان در قتل خاشقچی یا سکوت در برابر سرکوب مردم در یمن و بحرین؛ با این همه، تاریخ درباره همه این جنایتها قضاوت خواهد کرد و دیر نیست زمانی که دولتمردان آمریکایی مجبور به تن دادن به مجازات همه این ستم ها شوند.


خروج